خروس یا خناس
خانهی پدریام، خانهای حیاطدار بود که حکم بهشت روی زمین را برایم داشت. دوران کودکی و نوجوانیام با دنیایی از خاطره در همین خانه سپری
خانهی پدریام، خانهای حیاطدار بود که حکم بهشت روی زمین را برایم داشت. دوران کودکی و نوجوانیام با دنیایی از خاطره در همین خانه سپری

اگر مثل خیلیها، آرزوی نویسندگی در سر دارید ولی به کلاس رفتن، اعتقادی ندارید یا ترجیح میدهید، معلمی داشته باشید که تمام وقت در دسترستان

هفت سال پیش، پدرم به دیار باقی شتافت. هر باری که مادرم پیشنهاد میداد، کتابهایش را سر و سامان دهیم، من و خواهر برادرها، از
صدای پچ پچ ریزی، مثل صدای جویده شدن پارچه، توسط موش در نزدیکیِ میز تحریر، شنیده میشد. هنگامیکه نزدیکتر شدم، موضوعی عجیب توجهم را جلب

همیشه سعیام بر این بوده که از اوقاتِ پرت، به بهترین نحوه استفاده کنم. تعریف هر شخص از پرتی زمان، متفاوت است. بر فرض مثال؛

امسال متفاوت با سالهای گذشته شروع شد. تحویل سال،ساعت ۶:۳۰ دقیقه صبح بود. بعد از تحویل و تبریک تصمیم به خواب گرفتیم. حدود ساعت ۹:۳۰
«اکنون به شما می گویم که مرا گم کنید و خود را بیابید و تنها آنگاه که همگی مرا انکار کردید، نزد شما باز خواهم
همهی ما با مجموعهای از باورها بزرگ شدهایم که اکثر آنها از طریقِ خانواده در ذهن ما نهادینه شده است. گاهن، این باورها محدود کنندهاند که

هنوز گرمایی که از جوابِ مثبتِ آزمایش در سرم حس کردم را کاملن به خاطر دارم. ۲۶ام آذر ماهِ سال ۱۳۹۹ بود. مدارس بعد از